كمي تلنگر




گمان می کــرد دست و دل بازی
را به انتهایش رسانــده است
حتی همسرش را هم بخشیــد
به چشمان ناپــاک خیابــان ها . .

خواهرم:
نمی گویم حتماً چادر بپوش
اما گوهر وجودت را به چشم های هیز
ارزان نفروش...

دیدی پشت بعضی ماشین ها می نویسن فروشی؟
پشت ماشینش زده بود (فروشی) .....
هرکسی که می دید می گفت ؟چند؟؟
فرقیم نمی کرد
پول داشته باشد یا نه
اصلا برای خنده هم که شده باشد
می پرسیدند
همه به خودشان اجازه می دادن بپرسند چند؟؟؟
چون صاحب ماشین خودش این اجازه رو به همه داده بود
با همون تیکه کاغذی که روش نوشته بود:فروشی
زنی هم که با حجاب نامناسب می اد تو جامعه دقیقا انگار پشت شیشه شخصیتش نوشته
فروشی فروشی
یعنی به همه اجازه داده


تو هم از این شلوار ها پات میکنی ؟
میدونی این شلوار ها نماد کدوم مکتب؟
می دونی کدوم افراد از چه عقایدی این شلوار ها رو می پوشن ؟
انسان پوشش که می پوشه نماد عقایدشه اینو من نمی گم (( قدیما ها میگن )) همين لباس زيباست نشان آدميت
اولین کسانی که این شلوار ها رو به پا کردند افرادی بودند در امریکای جنوبی(برزیل) که بر علیه امریکا قیام کردند
این افراد معتقد بودند (( دنیا جهنم انسان است و ما باید در این جهنم به بهترین شکل زندگی کنیم و باید به وحشی ترین و آزاد ترین شکل زندگی کنیم
نباید همه چیز به صورت طبیعی اراده شود باید از حالت طبیعی خارج شود
و مثل جنگلی ها ( مراد حیوانات ) زندگی کنند و نداشتن کارت شناسایی و عدم رعایت حداقل ... انسانی !!

حالا دلم به حال افرادی میسوزه که ندونسته دوست دارن حیووون باشن
(( یه سرچ ساده تو گوگل به زبان انگلیسی بزن خودت میفهمی تو غرب چه کسایی این شلوار ها رو می پوشن ))
جامعه کمبود مرد دارد
دختری با ظاهری ساده از خیابان گذشت که پسری در پیاده رو به او گفت: چطوری سیبیلو دختر خونسرد ، تبسمی کرد و جواب داد: وقتی تو ابرو بر میداری و مو رنگ میکنی و گوشواره میندازی من سیبیل میزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نداشته باشه.

آمريکا و اسرائيل از بدحجابيت خرسندند
و علي و فاطمه تو را باحجاب مي پسندند،
در اين ميان تو کدام را مي پسندي؟
ميان نگاه پر مهر امام زمان
و نگاه شهوت آلود پسران،
کدام را مي خواهي؟
"بانو"..
کاش بدانی هر نگاهی لایق لمس نگاهت نیست..
و هر دستی لایق "هم دستی ات" ..
و هر دلی لایق "هم دلی ات"..
راستش اینجا هر "همی" لایق "هم" بودن نیست!..
هوا ابری است!
آفتاب که سر بزند خواهی دید که اینجا هنوز هم دستان پاک "هم دست" دارند..
و دل های پاک "هم دل"..
«سعد بن معاذ» یکی از بهترین اصحاب و یاوران پیامبر (ص) بود. او بزرگ و آقای انصار و از نخستین کسانی از مردم مدینه بود که اسلام آورد و پیامبر را به مدینه دعوت کرد. او بازوی ولایت و رسالت بود. وقتی که خبر رحلت سعد بن معاذ را به پیامبر دادند، آن حضرت به سرعت با پای پیاده و برهنه به سوی جنازه سعد شتافتند در حالی که در بین راه عبا از دوش مبارکشان افتاد و حضرت اعتنایی نکردند.
به هنگام تشییع جنازه سعد دیدند که رسول خدا (ص) در پشت تابوت، سمت راست تابوت، جلوی تابوت و سمت چپ تابوت حرکت میکنند. پرسیدند: «یا رسول الله، این چه حالی است که از شما میبینیم؟!» فرمودند:
«به خدا، دستم در دست برادرم جبرائیل است که مرا دور تابوت سعد طواف میدهد. اینک جبرائیل و میکائیل به همراه هفتاد هزار ملک در تشییع جنازه سعد شرکت کردهاند.»
پیامبر اکرم (ص) با دست مبارک خویش بدن مطهر سعد را درون قبر گذاشت و برای او از خداوند طلب مغفرت فرمود. مادر سعد وقتی این صحنه را دید، خطاب به فرزندش سعد گفت: «یا سعد، هنیئاً لَکَ الجنّةُ؛ فرزندم، بهشت گوارای وجودت باد.» پیامبر با شنیدن این جمله چهره درهم کشید و با ناراحتی و عتاب فرمود:
«مادر سعد! درباره امر پروردگار اینگونه با قاطعیت سخن مگو! همینک قبر، چنان فشاری بر فرزندت سعد وارد ساخت که شیری که در دوران کودکی از سینه تو نوشیده بود، از سر انگشتانش خارج شد.»
همه مات و مبهوت مانده بودند، آخر چرا؟ کسی که هفتاد هزار ملک به تشییع جنازهاش آمدهاند و پیامبر با دست خویش او را دفن کرده و برایش طلب مغفرت فرمودهاند، چرا باید چنین فشار قبری داشته باشد؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «آری، برای آن که اخلاقش با اهل و عیالش اندکی بد بوده است.»
منبع: به نقل از بحار الانوار جلد 21 صفحه 257


![]()
صدای اذان در کوچه های شهر پیچید و مردم برای خواندن
نماز به طرف مسجد راه افتادند.
پس از مدتی، عده زیادی زن و مرد در مسجد جمع شدند.
حضرت محمّد صلی الله علیه و آله آماده خواندن نماز شدند.
مردم پشت سر ایشان به صف ایستادند و پیامبر نماز را شروع
کردند ایشان رکعت اوّل و دوم نماز را به آرامی خواندند
اما رکعت سوم را تند و سریع خواندند. مردم نگران شدند
و فکر کردند چه پیش آمده است که پیامبر نماز را تند می خواند.
به همین دلیل، این مطلب را پس از نماز از پیامبر پرسیدند.
پیامبر به آن ها نگاه کرد، سپس لبخندی زد و با مهربانی جواب داد:
مگر شما در رکعت سوم نماز، صدای گریه کودکی را نشنیدید؟
من به خاطر آن کودک، نماز را تند خواندم
تا مادرش زودتر برود و او را آرام کند.
مردم نمازگزار به یکدیگر نگاه کردند و از توجه و مهربانی
پیامبر صلی الله علیه و آله به کودکان، شاد شدند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برگ های زرد شاخه، مثل باران بر زمین می ریخت.
یکی از یاران پیامبر به نام سلمان، با تعجب به ایشان نگاه کرد، با خود گفت:
چرا پیامبر با شاخه درخت بازی می کند؟
از پیامبر شنیده بود که نباید وقت را به کارهای بیهوده گذراند؛
به همین دلیل، از روی کنجکاوی از پیامبر پرسید:
ای رسول خدا! چرا این شاخه رو تکون تکون می دید؟
پیامبر مثل همیشه با تبسمی شیرین، مثل یک دوست
او را نگاه کردند و فرمودند:
برگ های این درخت، مثل گناه های آدم مؤمنه که وضومی گیره
و نماز رو آن طور که خدا دوست داره، می خوانه ميرزه.
سلمان، به یک عالمه برگ زرد و خشک شده ای که
پای درخت جمع شده بود، نگاهی کرد و در حالی که دلش هوای
نماز خواندن کرده بود، رفت تا وضو بگیرد و نماز بخواند.

![]()
حلم امام حسن (عليه السلام)
امام حسن (عليه السلام)و سایر امامان (عليه السلام) فرهیخته و تربیت شده مکتب قرآن بودند، چنان که در روایت آمده: کنیزی شاخه گلی را به امام حسن (عليه السلام) اهدا نمود، آن حضرت او را آزاد کرد، انس بن مالک به آن حضرت عرض کرد: «آیا شما برای یک شاخه گل ناچیز، او را آزاد کردید؟»
امام حسن (عليه السلام)در پاسخ فرمود: «ادبنا الله تعالی . . . ; خداوند ما را چنین تربیت کرده است .» آن جا که می فرماید: «اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها او ردوها; هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ او را به طور بهتر، یا همان گونه بدهید .» پاسخ بهتر همان آزاد کردن او است .» 

فرمود حضرت باقر(عليه السلام):بود رسول خدا صلی الله علیه واله پیش عایشه در شب او پس گفت:ای رسول خدا چرا خودت را به زحمت می اندازی جان خود را وحال انکه امرزیده است خداوند برای تو انچه پیش بوده است از گناه تو وانچه پس از این اید؟ فرمود: ای عایشه ایا نباشم بنده ی سپاسگزار؟فرمود حضرت باقر(عليه السلام):وبود رسول خدا صلی الله علیه واله که می ایستاد بر سر انگشتهای دو پای خود پس فرو فرستاد خدا سبحانه وتعالی:طه ما انزلنا علیک القران لتشقی.(یعنی محمد یا ای طالب حق هادی ما فرو نفرستادیم بر تو قران را تابه مشقت افتی).
در حدیثی است که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از هیچ مجلسی بیرون تشریف نمی برد مگر انکه بیست وپنج مرتبه استغفار می کرد.
سنت دوم رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) که عبارت است از سه روز روزه در هر ماه پس اخبار کثیره که بالغ بر چهل حدیث می شود در فضل ان وارد است و در کیفیت ان بین علمای اعلام خلاف است. انچه مشهور بین انها و موافق با اخبار کثیره است و عمل رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در اخر عمر و ائمه ی هدی بر ان بوده ان است که سه روز پنجشنبه ی اول که روز عرض اعمال است و چهارشنبه ی اول دهه ی دوم که روز نحس مستمر وروز نزول عذاب است و پنجشنبه ی اخر از دهه ی اخر که نیز روزه عرض اعمال است میباشد
ودر روایتی وارد است که در سابق هر وقت عذابی نازل می شد در یکی از این ایام نازل می شد. پس رسول اکرم(صلي الله عليه و آله) در این ایام مخوفه روزه می گرفت.



سیاه پوش بیست و هشتمین روز صفر، شانه به شانه آسمان فشرده در ابر مدینه مى گریم.
*******
دلم به یاد تو امشب لبالب از شور است
تو کیستی که حریمت چو کعبه مشهور است؟
رحلت پیامبر اکرم (ص) بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد
*******
فقدان رسولان، پشت اهالی ایمان را می شکند و عشق را داغدار می کند؛ رحلت رسول اعظم اسلام تسلیت باد!
*******
به گلها بگویید به اشک ژاله، رخ بشویند و بلبلان را به نوحه خوانی بخوانید که پیامبر باران، امشب دیگر نمی خندد.
*******
در شب رحلت خاتم انبیا، محمد مصطفی (ص) فرشتگان عرش می گریند. عاشقانش با چشمانی اشک آلود، مرثیه غم می سرایند. ما نیز در شب رحلت آسمانی اش در سوگ می نشینیم.
*******
رحلت پیامبر اعظم، معراج وصال اوست با حضرت دوست. رحلت جانسوزش را به عاشقان رسالتش تسلیت می گوییم.
*******
در شب رحلت پیامبر اعظم (ص)، اشک غم می ریزیم و بی تاب می شویم. عروج آسمانی اش را تسلیت می گوییم.
*******
غمی در سینه ام می جوشه امشب
چراغ آسمون، خاموشه امشب
گمونم پیرنِ مشکی شو، زهرا علیهاالسلام
به جای مادرش، می پوشه امشب!
*******
یا رسول اللّه! امروز ماتم سرای دل را به نام تو، سیه پوش کرده ایم و نام مبارک تو را با درود و تحیّت بر زبان جاری می سازیم.
*******
اى خاتم مهربانى و عشق! سلام بر تو که گام هاى مهتابى ات شب هاى جهل بشر را به جاده هاى راستى کشاند!
*******
یا رسول الله! مثل تو دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد، اما با تکرار صلوات بر تو، نور حضورت را در قلب خود احساس مى کنیم.
*******
یا رسول الله! با غروب آفتاب تو، کعبه تا قیامت سیه پوش گشته و زمزم، اشک عزا به رخسار مکه مى ریزد.

سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!
*******
ای کریم آل طه ! باور کن آسمان، تاب تنهایی نمی آورد و کمرش زیر داغت، خم خواهد شد.
*******
ای کریم آل طه ! وقتی تو رفتی، چشمان آسمان سیاهی رفت و اشک از نگاه ستاره غلتید.
*******
ای کریم آل طه ! بوی غربت حنجره ات، جهانی را غریبانه به گریه می اندازد.
*******
ای کریم آل طه ! باور کنم، تشییع غریبانه پیکرت را در هجوم بی امان نفرت و کینه؟
*******
شهادت دومین نور ولایت، صاحب کرامت و شفیع قیامت، امام حسن مجتبى علیه السلام ، را تسلیت مى گوییم.
*******
اى کریم اهل بیت علیهم السلام! قلب اندوهگینمان در عزاىت ، دیدار و شفاعتت را در قیامت مى طلبد تا طعم بخشندگى تو را دریابیم.
