عفاف و حجاب
چرا باید الفاظی را به زبان بیاوریم که اغلب معنای آنها را هم نمی فهمیم؟!
نماز جایگزینی ندارد و روشن است که برنامه هایی همچون مراقبه، یوگا، مدیتیشن، قرار گرفتن در وضعیت آلفا و خلسه، هیپنوتیزم و تلقین هرگز نمی تواند جایگزین این تکلیف حکیمانه الهی باشد.
در اینکه هیچ عملی عبادی و غیر عبادی نمی تواند جای آرامش و معنویت نماز را بگیرد هیچ حرف و حدیثی نیست اما سوالی که درباره خواندن نماز برای برخی مطرح است این است که در ادامه به پاسخ آن پرداخته شده است.
.
چرا ما که عرب زبان نیستیم، باید به زبان عربی نماز بخوانیم؟ وقتی می توانیم به زبان مادری خود با خدا صحبت کنیم و احساس بهتری هم داشته باشیم چرا باید الفاظی را به زبان بیاوریم که اغلب معنای آنها را هم نمی فهمیم؟!
.
نخست اینکه یادمان باشد ما می توانیم همیشه و در هر شرایط زمانی و مکانی به شیوه خود و با زبان خود با خدایمان راز و نیاز کنیم و نه تنها هیچ مانعی ندارد بلکه بسیار هم مطلوب است. اما نماز به عنوان یک قانون و تکلیف شخصی و ثابت الهی، دستورالعملی دارد که باید مو به مو رعایت شود.
.
دوم اینکه بیشتر زبان شناسان بر این باور و عقیده هستند که زبان عربی از جهت قواعد دستور زبان و جامعیت، از دیگر زبان های دنیا کامل تر و غنی تر است.
.
سوم اینکه ترجمه یک مطلب هرگز به همان اندازه گویا نیست و حق مطلب هرگز به همان اندازه گویا نیست و حق مطلب را ادا نمی کند. به عنوان نمونه گاهی برخی از کتاب ها خواسته اند ضرب المثل های فارسی را به زبان انگلیسی ترجمه کنند ولی در عمل نتوانسته اند ظرافت، لطافت و معنا و مفهوم آن ضرب المثل را به خواننده تفهیم و القا کنند.
.
چهارم اینکه گاهی در یک عبارت (زبان عربی) آن هم به زبان وحی، چندین معنا، مقصود و منظور نهفته است که در زبان ترجمه قابل بیان به آن صورت مختصر نیست. به عنوان مثال دانشمندان و بزرگان علوم دینی، برای شرح و بیان معنای «بسم الله الرحمن الرحیم» کتاب ها نوشته اند که حرف به حرف این عبارت آسمانی چه مفاهیم عمیقی در دل خود دارد و با کمی دقت انسان متوجه می شود که «به نام خداوند بخشنده مهربان» چه ترجمه نارسا و اندکی نسبت به آن معانی عمیق و فراوان دارد.
.
پنجم اینکه اگر قرار باشد هرکس نماز را به زبان خود ترجمه کند و بخواند به تدریج آن مفاهیم و معانی اصلی و واقعی آسیب جدی می بیند و از بین می رود و کم کم افراد فقط در ظاهر نماز می خوانند، که این چیزی نیست که خداوند حکیم، بیان آن را از ما خواسته است.
.
ششم اینکه یکی از زیبایی های این تکلیف الهی، همین یگانگی و وحدت آن است که همه مسلمانان این کره خاکی رو به یک قبله (کعبه) می ایستند و به یک زبان خدا را می خوانند. اوج این زیبایی و شکوهمندی را می توان در مراسم حج به تماشا نشست که همه مسلمانان از هر کشور، قوم، ملیت و زبانی که هستند به زبانی واحد نماز را به جا می آورند. در صورتی که اگر قرار بود هر کس به زبان خود نماز بخواند، آشفتگی و پراکندگی و بی نظمی، جای این وحدت و یگانگی را می گرفت.
.
هفتم اینکه دقت کنید این واژه ها، فقط مجموعه ای از لغات عربی نیستند بلکه اینها کلام خدا و زبان وحی اند. اگرچه در ظاهر با حرف ها و واژه هایی که عرب ها در گفت وگو استفاده می کنند مشابه هستند، این واژه ها همه الفاظی اند که خداوند به واسطه جبرئیل بر قلب پیامبر و برای بشر نازل کرده است.
.
هشتم اینکه یادمان باشد که در اصل همه این عبادت ها و نمازها و نیایش ها، تمرین تسلیم و بندگی و اطاعت از خداست و بی تردید چگونگی خواندن نماز هم باید از سر بندگی و تسلیم و اطاعت باشد هرچند که ما همه علت ها و حکمت های آن را ندانیم.
نماز جایگزینی ندارد و روشن است که برنامه هایی همچون مراقبه، یوگا، مدیتیشن، قرار گرفتن در وضعیت آلفا و خلسه، هیپنوتیزم و تلقین هرگز نمی تواند جایگزین این تکلیف حکیمانه الهی باشد.!
به نظر من یکی از مهمترین دلیل هاش اینه که نمیشه مطالب عربی نماز رو به فارسی ترجمه کرد
یه داستان در این مورد هست که براتون میذارم فقط یکم طولانیه ولی خوندنش بسیار مفیده:
سال يكهزار و سيصدو سي و دو شمسي بود من و عده اي از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به اين نتيجه رسيده بوديم كه چه دليلي دارد نمازرا به عربي بخوانيم؟ چرا نماز را به زبان فارسي نخوانيم؟ عاقبت تصميم گرفتيم نمازرا به زبان فارسي بخوانيم و همين كار را هم كرديم.
والدين كم كم از اين موضوع آگاهي يافتند و به فكر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظربا يكديگر، تصميم گرفتند با نصيحت ما را از اين كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهي ديگر برگزينند، چون پند دادن آن ها مؤثر نيفتاد، ما را نزد يكي از روحانيان آن زمان بردند.
آن روحاني وقتي فهميد ما به زبان فارسي نماز مي خوانيم، به شيوه اي اهانت آميز نجس و كافرمان خواند. اين عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت يكي از پدران، والدين ديگر افراد را به اين فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آيت الله حاج آقا رحيم ارباب ببرند و اين فكر مورد تأييد قرار گرفت.
آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وي در ميان نهادند، او دستور داد در وقتي معيّن ما را خدمتش رهنمون شوند .در روز موعود ما راكه تقريباً پانزده نفر بوديم، به محضرمبارك ايشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نوراني و خندان وي ما را مجذوب ساخت؛
آن بزرگمرد را غيرازديگران يافتيم و دانستيم كه با شخصيتي استثنايي روبرو هستيم. آقا در آغاز دستور پذيرايي از همه مارا صادر فرمود. سپس به والدين ما فرمود: شما كه به فارسي نماز نمي خوانيد، فعلاً تشريف ببريد و ما را با فرزندانتان تنها بگذاريد.
وقتي آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما يكي يكي خودتان را معرفي كنيد و بگوييد در چه سطح تحصيلي و چه رشته اي درس مي خوانيد، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش هاي علمي مطرح كرد و از درس هايي مانند جبر و مثلثات و فيزيك و شيمي و علوم طبيعي مسائلي پرسيد كه پاسخ اغلب آن ها از توان ما بيرون بود. هر كس از عهده پاسخ برنمي آمد، با اظهار لطف وي و پاسخ درست پرسش روبرو مي شد.
پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدين شما نگران شده اند كه شما نمازتان را به فارسي مي خوانيد، آن ها نمي دانند من كساني را مي شناسم كه _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمي خوانند، شما جوانان پاك اعتقادي هستيد كه هم اهل دين هستيد و هم اهل همت، من در جواني مي خواستم مثل شما نماز را به فارسي بخوانم؛ ولي مشكلاتي پيش آمد كه نتوانستم.
اكنون شما به خواسته دوران جواني ام جامه عمل پوشانيده ايد، آفرين به همت شما، در آن روزگار، نخستين مشكل من ترجمه صحيح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كرده ايد.
اكنون يكي از شما كه از ديگران مسلط تراست، بگويد بسم الله الرحمن الرحيم را چگونه ترجمه كرده است. يكي ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و براي پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مايك نفر است؛ زيرا من از عهده پانزده جوان نيرومند برنمي آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرماييد بسم الله را چگونه ترجمه كرديد؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاري به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نكنم ترجمه درست بسم الله چنين باشد.
در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عيبي ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نيست؛ زيرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمي توان ترجمه كرد؛ مثلاً اگر اسم كسي «حسن»باشد، نمي توان به آن گفت «زيبا». ترجمه «حسن» زيباست؛ اما اگر به آقاي حسن بگوييم آقاي زيبا، خوشش نمي آيد. كلمه الله اسم خاصي است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مي كنند. نمي توان «الله» را ترجمه كرد، بايد همان را به كار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: اين ترجمه بد نيست، ولي كامل نيست؛ زيرا «رحمن» يكي از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگي او را مي رساند و اين شمول دركلمه بخشنده نيست؛ «رحمن» يعني خداي كه در اين دنيا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم مي كند و همه را در كنف لطف و بخشندگي خود قرار مي دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا مي فرمايد. در هرحال، ترجمه بخشنده براي «رحمن» درحد كمال ترجمه نيست.
خوب، رحيم را چطور ترجمه كرده ايد؟ رفيق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آيت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحيم من بود _ چون نام وي رحيم بود_ بدم نمي آمد «مهربان» ترجمه كنيد؛ امّا چون رحيم كلمه اي قرآني و نام پروردگاراست، بايد درست معنا شود. اگر آن را «بخشاينده» ترجمه كرده بوديد، راهي به دهي مي برد؛ زيرا رحيم يعني خداي كه در آن دنيا گناهان مؤمنان را عفو مي كند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده ايد، بد نيست؛ ولي كامل نيست و اشتباهاتي دارد.
من هم در دوران جواني چنين قصدي داشتم
، امّا به همين مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسي منصرف شدم. تازه اين فقط آيه اول سوره حمد بود، اگر به ديگر آيات بپردازيم موضوع خيلي پيچيده تر مي شود.
در اين جا، همگي شرمنده و منفعل و شكست خورده از وي عذر خواهي كرديم و قول داديم، ضمن خواندن نمازبه عربي،نمازهاي گذشته را اعاده كنيم.
اتومبيل، رايانه، كنترل از راه دور تلويزيون و در پاركينگ، تلفن همراه و... همگي بدن انسان را احاطه كردهاند
انسانها نميتوانند بدون آنها زندگي كنند، زيرا اينگونه دستگاهها و تجهيزات براي رفاه و آسايش زندگي مادي خود توليد كردهاند و حالا خود طعمه اين فناوري شدهاند
یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهکاری برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند، انجام داده است
سجده
بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت میکند.شما امواج الکترو مغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار هم بگذارید ونا خواسته این امواج را دریافت می کنید.
همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یکساعت هم خاموش نمی شوند
شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت می کنید.به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیس شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید!سردرد هستید! احساس ناراحتی می کنید!تنبلی در کار و درد در مکان های مختلف!این را فراموش نکنید وقتی بعضی از این علایم را احساس کردید!راه حل همه اینها چیست!!؟؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر زمین، زمین امواج الکترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد کرد!این شبیه زمین کردن ساختمانهایی است که احتمال برخورد سیگنالهای الکتریکی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود.بنابراین سر را بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی مثبت تخلیه شود!
آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کندبهتر است که پیشانی تان را بر خاک بگذارید!و آنچه شگفت انگیزتر است اینکه پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشیدچرا که در این حالت امواج الکترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد
و بیشتر تعجب خواهید کرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده که مکه مرکز زمین است.و کعبه درست مرکز زمین است
بنابراین سجده در نمازتان
بهترین راه برای تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است
این همچنین کمال مطلوب برای نزدیکی به قادر مطلق است، او که جهان را اینگونه خلاق آفرید ما به خاک نمی افتیم تا امواج الکترومغناطیس تخلیه شود، بلکه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می کنیم! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم که همیشه در آن معرفتی است! ایمان ما بخاطر آفریننده است! او همه چیز را می داند!اما،از آنجا که دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می دهند را ببینند؛ این برای همه خوب است
بعضی از فیزیک دانان متوجه شدند که اتم طلا تمایل بسیاری برای مهاجرت به داخل خون انسان دارد،و این اتم ها بعد از وارد شدن به خون تمایل بسیار زیادی برای واکنش با فلزات درون خون مردان دارند و می توانند منجر به بروز آلزامیر بشوند،این مساله در باره بدن زنان هنوز اثبات نشده است.و این به این دلیل است که زنان از طریق قاعدگی می توانند این مولکول های مضر را که به بدنشان جذب شده است دفع نمایند،ولی در مردان چنین قابلیتی وجود ندارد
همچنین این مساله از دیدگاه علمی نیز اثبات شده است که طلا بعد از وارد شدن به خون مردان منجر به کم خونی می شود و طلا گولبول های سفید مردان را که سیستم ایمنی آنها را تشکیل میدهند از بین می برد در نتیجه بدن را آسیب پذیر تر میکند.در یک آزمایش در شهرستان بابل از نانو ذرات طلا مشاهده شد در مردانی که از طلا استفاده می کردند در اسپرم آنها نیز مولکول های طلا یافت شده است که بدون تردید می تواند تاثیر منفی بروی تولید مثل داشته باشد.
پیامبر-صلی الله علیه وسلم- فرمودهاند: استفاده از طلا بر مردم حرام است. «احل الذهب والحریر لاناث امتی وحرم علی ذکورها»[نسائی] طلا و ابریشم بر زنان امتم حلال شده و آنها بر مردان امتم حرام است.
«پیامبر-صلی الله علیه وسلم- روزی انگشتری طلا در دست مردی دید و آن را بیرون آورد و دور افکند و فرمود: کسی از شما آهنگ آتشی میکند و آن را در دستش قرار میدهد، بعد از آن که پیامبر-صلی الله علیه وسلم- از نزد آنان رفت، به آن مرد گفته شد: انگشترت را بردار و [آن را بفروش و] از آن بهره ببرد. گفت: نه سوگند به خدا، هرگز آن را که پیامبر خدا-صلی الله علیه وسلم- به دور افکنده برنمیگیرم»
حسب اخباری که از ناسا انتشار یافته ، تصاویری از ماه وجود دارد که حاکی از وجود یک رشته صخره های تغییر شکل یافته در سطح ماه می باشد که تا عمق آن امتداد یافته و از نیمه دیگر آن برآمده و این دلیلی بر شکافته شدن ماه و پیوند دوباره آن در دورانی از حیات آن می باشد.
در روایات اسلامی آمده که کفار مکه از پیامبر اسلام (ص) تقاضا کردند برای صدق دعوی خود ماه را به دو نیم بشکافد و به او قول دادند که اگر چنین نماید به دین اسلام و صدق گفتار او ایمان خواهند آورد... آن شب آسمان صاف و ماه به صورت کامل ( بدر) بود، پیامبر (ص) از خداوند خواست تا آنچه را که کفار مکه از او خواسته اند به آنها نشان بدهد تا ایمان بیاورند ...خداوند دعای پیامبرش را اجابت کرد ...و سپس ماه به دو نیم شکافته شد نیمی در کوه صفا و نیم دیگر در کوه قیقعان در مقابل آن قرار گرفت.
کفار مکه که در حال مشاهده این واقعه بودند گفتند که محمد (ص) ما را سحر کرده است، سپس گفتند ، اگر او ما را سحر کرده باشد نمی تواند همه مردم را سحر کند، ابوجهل گفت صبر کنید تا یکی از اهل بادیه بیاید و از او سئوال کنیم که آیا انشقاق ماه را دیده است یا نه، اگر تایید کرد ایمان می آوریم و اگر نه معلوم می شود که محمد (ص) چشمان مارا سحر کرده است.
بالاخره یکی از اهالی بادیه به مکه آمد و این خبر را تصدیق کرد و آنگاه ابو جهل و مشرکان گفتند " این سحر مستمر است" و آنگاه این آیات مبارک نازل شد... "اقتربت الساعة وانشق القمر ..." باری این موضوع پایان یافت و مشرکان ایمان نیاوردند.
در یکی از نشستهای دکتر زغلول النجار در یکی از دانشگاههای انگلیس، وی در خصوص معجزه شق القمر در صدر اسلام به دست پیامبر (ص) به عنوان یکی از معجزات پیامبر (ص) که توط ناسا به اثبات رسیده است صحبت می کرد. در این میان یکی از حاضران که به اسلام خیلی توجه و اهتمام داشت به نام "داوود موسی بیتکوک " که در حال حاضر نیز رئیس حزب اسلامی بریتانیا است ماجرای مسلمان شدن خود را اینگونه نقل کرد:
هنگامی که می خواستم در مورد اسلام تحقیق کنم یکی از دوستانم ترجمه ای از قران کریم به زبان انگلیسی را به من هدیه کرد و من نیز بطور اتفاقی آن را باز کردم و اتفاقا سوره قمر آمد. سپس شروع به خواندن کردم ....و ماه شکافته شد...
وقتی به این جمله رسیدم از خود پرسیدم آیا واقعا ماه شکافته شده است؟؟! سپس با ناباوری کتاب را بسته و به کناری گذاشتم و از تحقیق در باره اسلام هم منصرف شدم.
و دیگر سراغ آن کتاب هم نرفتم. روزی در مقابل تلویزیون نشسته بودم و طبق معمول شبکه بی بی سی را مشاهده می کردم ، برنامه ای بود که در آن مجری با سه نفر از دانشمندان ناسا متخصص در علوم فضایی مصاحبه داشت. موضوع برنامه جنگ ستارگان و صرف میلیاردها دلار در این راه و اعتراض به این موضوع بود. مجری با بیان اینکه صدها میلیون نفر در سراسر جهان از گرسنگی رنج می برند دانشمندان را مورد انتقاد قرار داده بود و آنان هم با بیان مفید بودن این تحقیقات در مجالات کشاورزی و صنعت و غیره از این طرحها دفاع می کردند...
مجری سپس سئوال دیگری را طرح می کند بااین مضمون که "شما در یکی از سفرهای خود به ماه حوالی 100 میلیارد دولار هزینه کردید و تنها خواسته اید که پرچم آمریکا را بر روی ماه نصب کنید...
آیا این عاقلانه است"؟؟! در جواب این گوینده دانشمند آمریکایی لب به سخن گشوده و می گوید که در آن سفر ، هدف ما مطالعه ترکیب داخلی ماه بوده که بدانیم چه تشابهاتی با زمین دارد و در این زمینه به موضوع عجیبی برخورد کردیم که عبارت بود از یک کمر بندی از سنگها و صخره های تغییر شکل یافته که سطح کره ماه را به طرف عمق و به طرف سطح دیگر آن پوشانده بود و هنگامی که این اطلاعات را به زمین شناسان منتقل کردیم مایه شگفتی آنان شده و گفتند چنین چیزی امکان ندارد مگر آنکه ماه در مرحله ای از حیات خود به دو نیم تقسیم شده و سپس دوباره جمع شده باشد و به شکل اول بازگشته باشد.
و این نوار از صخره های تغییر شکل یافته نتیجه برخورد دو نیمه ماه در لحظه جمع شدن و به هم پیوستن دو نیمه آن می باشد.
"داوود موسی بیتکوک " سپس می گوید: با شنیدن این مطلب از جای خود پریدم و گفتم این معجزه ای است که در 1400 سال قبل به دست پیامبر اسلام در قلب صحرا اتفاق افتاده و از عجایب روزگار این است که آمریکایی ها باید میلیاردها دلار خرج کنند تا آن را برای مسلمانان اثبات نمایند! بی شک این دین حق و حقیقت است...
اقیانوس شناسان به تازگی کشف کرده اند که وقتی دو دریا به هم می رسند با یک دیگر ترکیب نمی شوند آب دو دریای همسایه به دلیل وجود نیروی کشش سطحی ترکیب نمی شوند.
.
آب دریاهای مختلف غلظت های متفاوتی با هم دارند.و کشش سطحی ایجاد می کنند گویی که دیواره نازکی بین آن دو برپا شده است.
در اقیانوس اطلس جریان آب شیرینی وجود دارد که آن را گلف استیریم می نامند این جریان عظیم از سواحل آمریکای مرکزی حرکت می کند و سراسر اروپا را طی می کند و به سواحل اروپای شمالی می رسد.عرض این جریان 150 کیلومتر و عمقش حدود 800 متر و سرعتش 160 کیلومتر می باشد.و حرارت آن با آبهای اطرافش 10 تا 15 درجه تفاوت دارد و در آنجا هزاران کیلومتر آب وجود دارد که با آبهای اطراف خود مخلوط نمی شوند.و در آنها موجودات زنده هم زندگی می کنند.
این خاصیت در بسیاری از رودخانه ها از جمله رودخانه های کشور خودمان نیز وجود دارد.
همچنین در کشور مصر نیز هیئتی اکتشافی از دانشگاه مصر دریافتند که آبهای خلیج عقبه از نظر خواص شیمیایی و فیزیکی با آبهای دریای احمر تفاوت دارند و با آن مخلوط نمی شوند همچنین در جایی که دریای احمر به اقیانوس هند می رسد نیز این خاصیت وجود دارد.
این پدیده در دریاری مدیترانه و اقیانوس اطلس که در تنگه جبل الطارق به هم می رسد دیده می شود اما به دلایلی مانند دما میزان شوری و شیرینی از هم جدا می شوند.
تصویر مربوط به تنگه جبل الطارق است که 13 کیلومتر بین دریای مدیترانه و آتلانتیک مرز وجود دارد که از همدیگر جدا می شوند و از هم جدا نمی شوند.
در شهر توریستی اسکاگن در دانمارک در جایی که دریای بالتیک و شمالی به هم می پیوندند این پدیده دیده می شود.
در سوره الرحمن آیات 19-20-21-22 به این موضوع اشاره شده است:
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مىکنید؟22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مىشود.
بیشترین دلیلی که باعث وقوع چنین پدیده ای می شود غلطت شوری و شیرینی دریاهاست که باعث جلوگیری از ترکیب آنها می شود در آیات دیگری از قرآن نیز بطور دقیق به این موضوع اشاره شده است:
سوره مبارکه فرقان آیه 53:
« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است ومیان آندو حریمی استوار قرار داد.
سوره مبارکه فاطر آیه 12:
وَمَا یَسْتَوِی الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ فِیهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
این دو دریا یکسان نیستند: یکی آبش شیرین و گواراست و یکی شور و تلخ، از هر دو گوشت تازه می خورید، و از آنها چیزهایی برای آرایش تن خویش بیرون می کشید و می بینی که کشتی ها برای یافتن روزی و غنیمت، آب را می شکافند و پیش می روند، باشد که سپاسگزار باشید.
سوره مبارکه نمل آیه 61:
اَمَّنْ جَعَلَ الْاَرْضَ قَرَارًا وَ جَعَلَ خِلالَهَا اَنْهَارًا وَ جَعَلَ لَهَا رَوَاسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا ءَاِلهٌ مَعَ اللهِ بَلْ اَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ ﴿61﴾
[آیا شریکانى که مىپندارند بهتر است] یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن، کوهها را [مانند لنگر] قرار داد، و میان دو دریا برزخى گذاشت؟ آیا معبودى با خداست؟ [نه،] بلکه بیشترشان نمىدانند.