کودک در سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «حفظ نمودن دانش و فرمول های علمی به وسیله ی کودک نورس بسان نقشی است که بر سینه ی سنگ زده می شود.» (نهج الفصاحه، ح1385، 267)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «حفظ نمودن دانش و فرمول های علمی به وسیله ی کودک نورس بسان نقشی است که بر سینه ی سنگ زده می شود.» (نهج الفصاحه، ح1385، 267)
پیامبر صلی اله علیه و آله فرمود: «آن کسی که بزرگ تر را گرامی ندارد و به کوچک تر مهر نورزد و مردم را به کارهای پسندیده فرانخواند و از کارهای ناشایسته باز ندارد از ما توحیدگرایان نیست. (نهج الفصاحه، ح2417، ص454)
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «سرکشی کودک در خُردسالی مایه ی فزونی خِرد او در بزرگسالی اوست.» (نهج الفصاحه، ح1940، ص371)




پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که کودکی را تربیت کند تا «لا إِلهَ إِلاّ الله» بگوید، خدا از او حساب نخواهد کشید. (نهج الفصاحه، ح3012، ص541)

کودکان به نمونه و سرمشق بیش از انتقاد نیازمندند. (ژوبر)

قبل از این که کودک را تنبیه کنید یقین پیدا کنید که خود سبب خطای او نبوده اید.
(اوستین اومالی)

با کودکان باید نرمی و درشتی را با هم بکار ببرید.

اگر به بچّه کمی محبّت نشان دهید، وی صد چندان بشما مهر خواهد ورزید. (جان روسکن)

تربیت باید بر اساس تفاوتهاي فردي باشد «لا يكلف الله نفسا الا وسعها....» «خداوند هيچكس را جز باندازهي توانائيش مكلف نمي سازد» - ( بقره / 286)
1- آرامش 2- پرورش فضیلت ها 3-«توازن» در رشد استعدادها 4- تنها ضامنِ اجرای قوانین 5- مهار نفس 6- بصیرت و معرفت 7- درمان بیماری هاي اخلاقي 8- هدفمندي زندگي 9- استقامت در برابر مشكلات 10- صعه ی صدر
در اینجا حضرت از من خواست که وی را با دخترش تنها بگذارم. من بیرون رفتم و آن دو با هم خلوت کردند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله ضمن احوال پرسی از دخترش نظرش را راجع به شوهرش جویا شد.
فاطمه در پاسخ گفت: البته که او بهترین شوی است. اما زنانی از قریش به دیدنم آمدند و حرفهایی زدند به من گفتند:
چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله تو را به مردی که از مال دنیا بی بهره است تزویج نمود؟!

پس از آن سه روز گذشت و رسول خدا صلی اله علیه و آله به دیدن ما نیامد. چون بامداد روز چهارم برآمد، حضرت تشریف آورد. ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله مصادف شد با حضور اسما بنت عمیس در منزل ما. حضرت به اسما فرمود: تو اینجا چه می کنی؟ با این که در خانه مرد هست چرا اینجا توقف کرده ای؟ اسما گفت: پدر و مادرم فدایت، دختر در شب زفاف به حضور زنی که بر حاجات او رسیدگی کند، نیازمند است. توقف من در اینجا از آن رو بوده است که ارگ فاطمه را حاجتی دست داد او را یاری رسانم.


چون آفتاب غروب کرد، رسول خدا صلی الله علیه و آله به ام سلمه فرمود که فاطمه ار نزد او بیاورد. ام سلمه، فاطمه را در حالی که پیراهنش بر زمین کشیده می شد، آورد. حجب و حیای او از پدر به حدی بود که سراپا خیس گشته بود و دانه های عرق از چهره او بر زمین می چکید. چون نزدیک پدر رسید پای وی بلغزید و بر زمین افتاد. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دخترم: خداوند تو را در دنیا و آخرت از لغزش حفظ کند همین که در برابر پدر ایستاد، حضرت پرده از رخسار منورش برگرفت و دست او ار در دست شویش گذارد و گفت: خداوند پیوند تو را با دخت پیامبر مبارک گرداند.
علی! فاطمه نیکو همسری است.
فاطمه! علی هم نیکو شوهری است.
سپس فرمود: به اتاق خود بروید و منتظر بمانید.
محترک گل ،انیمیشن گلها

من به مسجد آمدم (تا کسانی را برای شرکت در ولیمه فاطمه دعوت کنم) دیدم مسجد از جمعیت موج می زند. خواستم از آن میان عده ای را به میهمانی بخوانم و بقیه را واگذارم اما از این کار شرم کردم و تبعیض را روا ندانستم به ناچار بر بالای بلندی مسجد ایستادم و بانگ برداشتم که: به میهمانی ولیمه فاطمه حاضر شوید.
![]()
![]()
ام سلمه نزد فاطمه رفت از وی پرسید: آیا از عطریات و بوی خوش چیزی اندوخته داری؟ فرمود: آری، سپس برخاست و رفت و با خود شیشه ای همراه آورد و قدری از محتوای آن را در کف دست ام سلمه ریخت. ام سلمه گفت: بوی خوشی از آن استشمام کردم که هرگز مانند آن نبوییده بودم. از فاطمه پرسیدم: این بوی خوش را از کجا تهیه کردی؟

یک ماه گذشت و من هر صبح و شام به مسجد می رفتم و با پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نماز می گذاردم و به منزل باز می گشتم. اما در این مدت صحیتی از فاطمه به میان نیامد. تا اینکه همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله به من گفتند: آیا نمی خواهی که ما با رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن بگوییم و درباره انتقال زهرا به خانه شوهر، با حضرتش گفتگو کنیم؟
گفتم: آری چنین کنید.
مورخه: 19/6/92
استاد: دکتر حلیمی
تعداد: 150 نفر
موضوع بحث: زن و خانواده در اسلام
همراه با اهداء جوایز
مکان: اداره تبلیغات اسلامی استان مازندران
سخنران: سرکار خانم نیک بین
موضوع: سیره شناسی اهل بیت
مورخه: 20/6/92
تعداد: 45 نفر
همراه مولودی خوانی





مورخه:16/6/92
مکان: مسجد قهاریه
سخنران: خانم آبادیان کارشناس فرهنگی و مذهبی
موضوع: هویت زنان
مولودی خوانی: خانم عسکری
تعداد: 120 نفر
به نام های فاطمه و معصومه جوایزی اهدا شد.
من برخاستم و زره را فروختم و پول آن را به خدمت آوردم و در دامنش ریختم.
حضرت از من نپرسید که چند درهم است و من نیز چیزی نگفتم.
سپس بلال را صدا زد و مشتی از آن درهم ها را به او داد و فرمود: با این پول برای فاطمه عطریات تهیه کن.
حضرت از من نپرسید چند درهم است......
روزیخدمتکارم از من پرسید :آیا از خواستگاری فاطمه خبر داری؟ گفتم: نه
گفت:کسانی وی را از پدرش خواسته اند. امّا تعجّب است که پا پیش نمی گذاری و فاطمه را از رسول خدا صلی الله علیه و آله» نمی خواهی؟! گفتم: من چیزی ندارم که با آن تشکیل خانواده دهم.
گفت: اگر تو نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله شوی من مطمئنم که فاطمه را به تو تزویج خواهد کرد.
به خدا سوگند، آن کنیز، چندان در گوش من خواند تا جرأت اقدام را در منپدید آورد. و مراوادار ساخت که نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بروم.

زمانی که مأمون خواست تلاش های خود را برای شکست «امامت» از راه تهی جلوه دادن آن از محتوای علمی، در تلاشی که با درخواست از یحیی بن اکثم که امام را در یک مسأله محکوم و مجاب کند، به عمل آورد، تکرار کند، امام را مجهّز به جواب قاطع و برهان ساطع یافت. تو گویی امام با تبسّمی تلخ و سخریّه آمیز، این زان حال را دارد:

علی رغم همه تلاش ها و کوشش هایی که در هر مناسبتی از طریق مأمون، به منظور کوبیدن شخصیت امام جواد «علیه السلام» به عمل می آمد، ولی نتوانست راه به جیی ببرد و شکست می خورد. تا آن جا که گفته اند: «مأمون درباره ابوجعفر «علیه السلام» دست به هر حیله ای زد، ولی به هیچ نتیجه ای نرسید.» (کافی، ج1، ص413؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص396؛ بحارالانوار، ج50، ص61)


*ولایت فقیه برج مراقبت از اسلام است

احمد بودش یارو علی یاور او هر کس که محب علی خامنه است


او در شب فتنه می درخشد چون ماه

چهره انقلاب را جنگ عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان
مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند.
