عطر ویژه
فرمود: هنگامی که دحیه کلبی به دیدار پدرم می آمد، پدرم فرمود: زیراندازی برای عموی خود بگسترم، دحیه برآن می نشست و چون برمی خاست از لباسهایش چیزی فرو می ریخت و من به امر پدرم آن ها را جمع کرده و درون این شیشه نگهداری می نمودم.
بعدها این جهت را از رسول خدا پرسیدم، فرمود: او دحیه کلبی نبود، بلکه جبرئیل بود که شبیه او به دیدارم می آمد و آن چه از بالهای او فرو می ریخت، عنبر بود.
شبی که می خواستند عروس را به خانه شویش ببرند پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: علیبرای همسرت ولیمه ای نیکو فراهم کن. سپس فرمود: گوشت و نان نرد ما هست، شما فقط روغن و خرما تهیه کنید.
من روغن و خرما تهیه کردم و حضرت هم گوسفندی به همراه نان فراوان فرستاد و خود نیز آستین ها را بالا زد و با دست مبارک خرماها را از میان میشکافت و (پس از جدا کردن هسته) آن ها را درون روغن می ریخت. هنگامی که خوراک خیس (غذایی آمیخه از آرد و خرما و روغن) آماده شد به من فرمود: هر که را می خواهی دعوت کن.