امام رضا «علیه السلام» الگوی بهزیستی
هرگاه تنها بود و سفره ای گسترده می شد همه ی بردگان و غلامانش را حتی دربان و کارپرداز خانه را هم بر سر سفره می نشاند.
شبها کم می خوابید و بسیار بیدار بود، بیشتر وقتها شب را ات سحر بیدار می ماند.
روزه زیاد می گرفت. در هر ماه، سه روز (اول، وسط و آخر) را روزه می گرفت و می فرمود: این سه روز تمام عمر و همه ی دهر است.
حضرت بسیار کار خیر و صدقات پنهانی داشت و بیشتر در شبهای تارک انجام می داد.
گاهی در هر سه روز، یک قرآن ختم می کرد و می فرمود:
اگر بخواهم می توانم در مدت کمتر ختم کنم، ولی به آیه ای که می رسم، در آن می اندیشم و فکر می کنم در کجا و چه زمانی درباره ی چه مطلبی نازل شده است.
شب هنگام در بستر خویش بسیار قرآن تلاوت می کرد. هرگاه به آیه ای می رسید که یادی از دوزخ یا بهشت است، می گریست از خدا بهشت می طلبید و از دوزخ به او پناه می برد.
بساط نشستن حضرت در تابستان، حصیر بود و در زمستان گلیم پشمی، لباس امام لباس خشن بود، اما هنگامی که برای دیدار با مردم بیرون می آمد، خود را برای آنان می آراست.
هرگاه می خواست به خوردن طعام مشغول شود، می فرمود: ظرفی بیاورند و کنار سفره بگذارند سپس از بهترین غذاهای سفره برمی داشت و در آن ظرف می نهاد و دستور می داد که آن را به فقرا برسانند.
حضرت رضا «علیه السلام» نماز شب، نماز شفع و وتر و نافله ی صبح را هیچ وقت چه در سفر یا در حضر ترک نمی کرد.
(منبع: داستان های بحارلانوار، ترجمه: محمود ناصری، ج7، ص163)