محورهاي آسيب در حوزه ي تبليغ

موضوع: آسيب هاي اجتماعي

سخنران: دكتر قاسمي كبريايي

ارديبهشت 94- امور بانوان استان - مبلغات جلسه دار

 

در جامعه ي ديني ما، فعاليت هايي در حوزه ي فرهنگ مي شود، از طرفي ما با ظرفيت هاي خوبي برخوردار هستيم، من فكر مي كنماگر آمريكا بسيج ايران را داشت آن چنان بر جهان مسلط مي شد كه جنگ نمي خواست. اين ظرفيت هاي  عظيم مبلغي كه هم داريم يادگار امام صادق عليه السلام است. حالا با توجه به اين ظرفيت مي خواهيم آسيب شناسي كنيم.

سوال:‌جامعه ي ديني ما با توجّه به نسل جوان رو به پيشرفت است يا پسرفت؟ الان در خيابان كه مي رويد مادرها را محجبه مي بينيد يا دختران؟ مادر محجبه، دختر بي حجاب، با لباس هاي تنگ و چسبنده. اين يعني روبه پس. اين ها آسيب است.

اين كه نسل هاي گذشته ي ما در تربيت بهتر بودند يا نسل جديد؟ در جواب چه مي گوييم؟ الان ماها بيشتر به پدر و مادرهايمان احترام مي گذاريم يا بچه هاي ما؟ اين نشان مي دهد اين رفتار پس است، پيش نيست. الان در مسجد تعداد خانم هاي 30 سال به بالا بيشتر است و خانم هاي 70 سال به بالا هنوز بيشتر است. اين نشان مي دهد تربيت ما رو به پس است. چرا ما يك دستگاه عظيم، مبلغات داريم، شما مبلغات بابل هستيد 60 يا 70 نفر اين جا نشسته ايد شما بايد آثار داشته باشيد، شما سالي 10 نفر را رد حجاب و نماز موفق كنيد سهميه هر كدام 10 نفر در سال مي شود 600 نفر و 10 سال 6000 جوان را متحول كرديد و اين نشان مي دهد كه ما موفق نيستيم يك جايي از كار مي لنگد اين مي شود آسيب شناسي. چرا مي لنگد؟ حرف شما بد است؟ نه حرف هاي شما كه از  خدا و پيغمبر است. پس چرا اثر ندارد؟ يا روش ما غلط است يا بي جا حرف مي زنيم مثلا يك  روحاني در بالاي منبر در تهران در ماه رمضان  مي گفت: اگر يك موشي بيفتد توي چاه چند تا درز آب بكشيم پاك مي شود؟

سوال: آيا در تهران بچه هاي امروزي متوجه مي شوند چاه يعني چي؟ آن هم شب ماه رمضان نيازي به اين حرف ها نيست. الان بچه هاي تهران با چاه نجس سروكاري ندارند ولي با روزه سروكار دارند. يا به عبارت ديگر مثلا شما هم متأهل هستيد من بيام راجع به انتخاب همسر، فوايد ازدواج و...... صحبت كنم، بله امام صادق عليه السلام خيلي حرف ها در مورد فوايد ازدواج و انتخاب همسر دارد ولي براي اين جمع كه همه متاهل هستيد كاربردي ندارد. اين يك آسيب است. بعد مخاطب شما در مجلس شما شركت نمي كند اين ها مي شود آسيب. اولين آسيب اين است مناسب بودن مطلب با مخاطب. انتقال موضوع متناسب با نياز مخاطب نياز هر مبلغ است. اگر اين انتخاب مناسب نباشد مخاطب شما را به عنوان ارشاد و راهنمايي قبول ندارد. درثاني اگر شما اينگونه باشيد شما از مقبوليت مي افتيد و اين آسيب است. بعضي ها در انتخاب مطلب سليقه ي خودشان را انتخاب مي كنند مثل يك خانمي كه آرايش مي كند به سليقه ي خودش بعد شوهرش  نمي پسندد بعد همه جا مي گويد شوهرم سليقه ندارد، ديگر نمي داند كه شوهرش اين مدل آرايش را نمي پسندد يا مثلا يك خانمي شوهرش غذاهاي ترش دوست دارد شما بياييد غذاهاي شيرين را با بهترين پخت درست كنيد خوب اين شوهر ذائقه اش به اين غذا نمي پسندد. اگر شما هم بي ارتباط با مخاطب موضوع انتخاب كنيد مثل نابينايي هستيد كه به يك كر بخواهد حرف بزند. بعدهم اين كه فايده اي ندارد ، هم شما كه به عنوان يك سرمايه بوديد از اعتبار مي افتيد.

دومين آسيب: چگونه مطرح كردنموضوع

اولين آسيب: « عدم تناسب موضوع بحث با مخاطب » بود كه اگر موضوع بحث متناسب نباشد اثر برعكس دارد. مثل برنج درست كردن اگر آب زياد بريزيد يا كم بريزيد نمي توانيد بخوريد، بلكه بايد به اندازه بريزيد. يا مثلا جمعي كه60 نفر متاهل هستند بايد در مورد همسرداري صحبت شود. ولي اگر 4 تا مجرد هم در آن جمع باشند، شما بايد موضوعي انتخاب كنيد كه بدرد همه بخورد و اين عاليه است.

پس اولين آسيب انتخاب موضوع بود. و دومين آسيب چگونه گفتن است. بعضي افراد سواد دارند ولي فن بيان ندارند.

شيوه پاسخ دادن

اگر در پاسخ دادن چيزي را بلد نيستيم سرخ و كبود نشويم ما 200 نوع سالاد داريم مگر قرار  شد كسي كه خانه دار شد همه ي انواع آن را بلد باشد.

پس آسيب ها: تناسب انتخاب موضوع با مخاطب، چگونه گفتن و شيوه تفهيم كردن و بعدي اطلاعات كافي در مورد موضوع بحث است.

آخرين آسيب عامل بودن در تبليغ است شما زماني تبليغتان اثربخش است كه خودتان عامل باشيد. شما اگر معجزه كلام هم باشيد ولي عامل نباشيد اثربخش نيست.